الشيخ أبو الفتوح الرازي
317
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مستويان ، و براى آن ( 1 ) به لفظ واحد گفت كه مصدر است . آنگه در معنى او خلاف كردند ، بعضى گفتند : معنى آن است كه : مقيم و بدوى و غريب در منازل و مساكن او يكى باشد مقيم اوليتر نبود از طارى تا در ايّام حجّ كسى را نبود ( 2 ) كه غرباء حجّاج را منع كند از نزول آن جا كه خواهند . ( 3 ) و اين ، در اخبار ما آمده است ( 4 ) ، اين قول حسن بصرى است و جماعتى از مفسّران . و مجاهد گفت مراد آن است كه : مقيم و طارى در حرمتداشت آن جايگاه و اداى مناسك و اركان حج آن جا يكىاند ، به آن معنى كه بر همه كس واجب است اين معنى . و در كراى منازل در ايّام موسم خلاف كردند ، بعضى گفتند : حرام است ، و بعضى گفتند : مكروه است ، و مذهب شافعى آن است كه : حلال است ، و ظواهر اخبار ما به مكروهى ( 5 ) مىماند ، [ و اسحاق گفت : حرام است . * ( وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ ) * ، گفت ( 6 ) ] : ( 7 ) « با » زيادت است در « الحاد » ، چنان كه زيادت است فى قوله : تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ ( 8 ) . . . ، و كما قال : بواد يمان ينبت الشّثّ صدره و آخره ( 9 ) بالمرخ و الشّبهان اى المرخ ، و الباء زيادة ( 10 ) ، و قال الاعشى : ضمنت برزق عيالنا ارماحنا اى رزق عيالنا ، و قال آخر : ا لم يأتيك و الانباء تنمي بما لاقت لبون بني زياد و معنى آن كه : « و من يرد فيه الحادا بظلم » ، و هر كه او در آن جا خواهد كه ميل كند به ظلمى . و بعضى دگر گفتند : مفعول ارادت محذوف است ، و التّقدير : و
--> ( 1 ) . اساس كه ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، حذف شد . ( 2 ) . اساس : بود ، به قياس با نسخه آب ، تصحيح شد . ( 3 ) . آج ، لب : خواهد . ( 4 ) . آب ، آز ، مش و . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، مش : مكروه . ( 6 ) . آب ، آز : گفتند . ( 7 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط ، و اتفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 8 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 20 . ( 9 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى و مآخذ شعرى : اسفله . ( 10 ) . آط ، آب ، آز ، مش : زايدهء .